تبليغاتX
نوش نامه

نوش نامه

به مناسبت روز جهانی مبارزه با مواد مخدر :ششم تیر ماه

زندگی از اول تا آخرش عادت ..... صرف وجود عادت که آدم پایبند به بودن میشه!!  نمیتونیم بین هیچ عادتی تفاوت بذاریم  و یا اونو خوب یا بد بدونیم. از بچگی تا آخر عمر با این عادتها عجین میشیم:

  • از بچگی معتاد به مراقبت مادر میشیم به اسم مهر مادری.
  • بعد اعتیاد به جیب پدر پیدا میکنیم به اسم پشتوانه زندگی.
  • بعد عادت به درس خوندن میکنیم به نام رسیدن به کمال انسانی.
  • اسم جون کندن و از صبح تا شب کار کردن رامیذاریم تلاش برای زندگی بهتر.
  • به عادت حضور مداوم یک جنس مخالف توی زندگی عاشق شدن میگیم.
  • اجرای  یک سنت اجدادی را ضمانت بقا  یا محبت فرزندی میدونیم.
  • دست آخر هم عادت میکنیم به تکرار مکررات و.....

حالا اگر بین همه این عادتها یه توتون و آتیش هم باشه اونو زشت میدونیم و عامل هبوط انسان و هزارو یک فلسفه که پشت سرش میبافیم!!!

واقعا نمیتونم عادتهایی که فقط لعاب قشنگی دارن را خیلی بهتر از سیگار بدونم صرف اینکه به بدن ما آسیب میزنه! ما از اول تا آخر عمرمون باعادتهایی که دروغ هستن و  فقط ظاهر قشنگ دارن  روحمون داغون میشه! حالا واقعا جسمی که اگر حداکثر مراقبت را ازش بکنیم صد سا ل با ماست خیلی مهمتر؟؟؟

 

پی نوشت :تابلوهایی تبلیغاتی که با عنوان مبارزه با دخانیات تو سطح  شهر بود عامل نوشتن این متن شد.

پی نوشت۲: ۶ روز تا روز جهانی مبارزه با مواد مخدر مونده ولی چون امتحانام از فردا شروع میشه  امروز نوشتم( آخه من هم با همین عادتها زنده ام!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!)

 

+ نوشته شده در  شنبه یکم تیر 1387ساعت 3:14  توسط نوشین  | 

به لطف نعمت عدالت محوری و برکت سال جدید که مزین به عدد مقدس هفت است آرامش و راحتی به تمام زندگی ما رسوخ کرده و هر گونه غم و مشکل اعم از اقتصادی . اجتماعی و فرهنگی از زندگی ما زدوده شده است!!!

در این دوران شکوفایی شاهد شکوفا شدن استعداهای متنوع و متعدد در سازمان ها و وزارتخانه های مختلف کشور هستیم که در اینجا به گوشه کوچکی از این فعالیت ها اشاره می شود:

  1. وزارت نیرو: افزایش بهای مصرفی برق و کاهش اجباری مصرف آن به نحوی که در هر منطقه  از تهران ساعاتی از شبانه روز به صورت رندوم با خاموشی باشد.(هر ماه وزارت نیرو پول قبوض ظلمات را دریافت می کند)
  2. سازمان آب و فاضلاب:بالا بردن نرخ مصرفی آب و کاهش فشاردر اقصی نقاط کشور  به صورتی که در برخی از شهر ها به جای آب نفت در لوله ها جاری شده است.(جریمه و قطعی آب)
  3. وزارت اقتصاد: ایجاد اقتصاد سالم و طرح ریزی های صحیح  به طوری که نرخ تورم به عدد ۲۲٪ تقلیل یافته!!!!! و همه  شهروندان به راحتی می توانند کلیه نیاز های اساسی و ثانویه خود را بر طرف کنند . برای مثال  برنجی که تا دو ماه قبل حداکثر هر کیلو را ۲ هزار تومان خریداری می کردند را طی هفته های اخیر ۵ هزار تومان خریداری می کنند!!!

شایان ذکر است فعالیت این چند وزارتخانه که به گوشه ای از آنها اشاره شد ایران شمول است و تمام هموطنان بهره کافی و وافی را میبرند اما در  این میان فعالیت های بعضی از این سازمان ها به صورت انحصاری اعمال می شود به طور مثال سازمان زیبا سازی شهر داری تهران طی عملیاتی کاملا ضربتی برای جلوگیری از انباشت سرمایه در دست عده ای خاص اقدام به بریدن تابلوهای تبلیغاتی از سطح شهر کرده است . قابل توجه است که شهر داری تهران با توجه به افزایش بودجه در سال جاری اصلا به قصد گرفتن مالیات  از مو سسات فرهنگی که معاف از مالیات هستند اقدام به این کار نکرده است.

گفتنی است این بیلبوردها حداقل ۲۵ متر ارتفاع داشته اند و سازمان زیبا سازی برای رفاه حال شهروندان و عدم ایجاد آلودگی صوتی در اتوبانهای شهر تابلو های مذکور را شبانه بریده و به محل نا معلومی انتقال داده است به طوری که روز بعد حتی کارمندان سازمان زیبا سازی به یاد ندارند که در شب حادثه تابلو ها واقعا بریده شده اند یا نه؟؟؟؟!!!!

با این اوصاف حتما و مطمئنا  ده ماه آینده از این سال پر برکت مملوء از آرامش . امنیت . رفاه  خواهد بود.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 11:16  توسط نوشین  | 

قحطی انسا ن شده . همه از آدم بودن فقط شکلشو دارند...

 این حیوونهای دو پا فقط به بقای خودشون فکرمی کنن. قانون شده قانون جنگل !!!! تنهایی نمیتونم خودمو وفق بدم و دارم مثل نوع ضعیف تر زیر پا  له می شم.

من  زندگی بی محبت نمی خوام.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 11:42  توسط نوشین  | 

گاهی آدمها رذایلی مثل خیانت کردن. لا قیدی و حریص بودن رو با فضایلی مثل آزادی . استقلال و کمال گرایی اشتباه می گیرند! متاسفانه این اشتباه بیشتر بین آقایون اتفاق می افته... و  این اتفاق می تونه یک خرده فرهنگ مهم به اسم خانواده رو به هم بزنه.

در فرهنگ ما اینطور جا افتاده که پایه یک خانواده بر اساس نجابت زن. محبت زن و سازگاری یک زن ایجاد میشه ولی این نجابت . محبت و سازگاری در مقابل خیانت و لاقیدی مرد واقعا کاری ازش بر نمیاد و نمیتونه بدون امید که از حمایت مرد نشات می گیره اون خانواده متلاشی رو دوباره آباد کنه!

بزرگی همیشه می گفت: لیاقت مرد خائن  زن خائن!

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 12:37  توسط نوشین  | 

زندگی مچاله شده بی عار بیکار ککش هم نمیگزه! حق داره....چون هیچ چیز باهاش مقایسه نمیشه که ارزش اون هم نمایان بشه! همه تنهاست ! این همه  با خودش هم قیاس نمیشه.

درس/ کار / سیاست/ سرمایه/ فقر / نفت و .... معلوم نمیشه تنهایی چه می کنند؟فقط یک اصل مشخص و دقیق عمل می کنه :بدبخت بدبختر میشه تنهاتر میشه له میشه و زودتر از بین میره!!!

 خوب با این همه قشنگی بهتر که زندگی ککش هم نمیگزه.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 14:53  توسط نوشین  | 

                                                     بدیهیات

این حسی که می خوام ازش بنویسم حسی که همه آدمها توی خیلی از مراحل عمرشون اونو لمس      می کنند به همین دلیل عنوان بدیهیات رو انتخاب کردم.

از اینکه کسی من رو جزء مایملکش بدونه بدم میاد. از اینکه بخوان من انسان مختار رو توی جبر کامل ببرند حس می کنم به شعورم توهین شده. از اینکه برای دیگران زنده  باشم نه برای امید های خودم رنج می برم. از اینکه رنج ببرم ودیگران رو توی رنج خودم شریک کنم غصه می خورم!

خیلی وقتها وقتی سعی می کنم ساختارهایی که از عقاید دیگران برای من ساخته شده و یا از حصارهایی که دیگران به نام علاقه برای من ساخته اند بشکنم و  بیرون بیام خودم هم می شکنم. والان شبیه یه چینی بند زده ای شدم که فقط تلاش برای زیستن می کنم ولی هر لحظه امکان متلاشی شدنم بیشتر میشه....

همه عمرم تلاش کردم اگر امید کسی هستم نا امیدش نکنم در حالی که خودم بارها و بارها ناامید شدم. من آدم بند زده که هیچ کدام از قلیان های درونی اش مهم نبوده و همیشه سر می رفتم! به ظاهر موفق اما در باطن شکست خورده و خسته هستم....

حالا که محکومم به بودن: می خوام به اسم جوونی کردن . به اسم شاد زیستن در بهار جوانی که زودتر خزان دیده راحت زندگی کنم....

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 13:46  توسط نوشین  | 

                                                       عدالت نامه

جنس دوم!!!!!!

نوشتن از عدل و بی عدلی بحث تازهای نیست اما . به طور کلی وقتی از عدالت می نویسیم یکسان بودن اول چیزی که به ذهن متبادر میشه. برای مثل من عدل و برابر شدن تبدیل به یک رویا شده ! رویایی که فقط توی اون جنس اول و دوم با هم برابرند!!!!! این درد مزمن بشری(ضعف جنس دوم) از زمان خلقت حوا تا حالی که ما در آن زندگی می کنیم ادامه دارد. از زمانی که اول آدم آمدو بعد حوا!!

در این نوشته  منظور از برابری یکسان بودن حقوق اجتماعی و یا اول و دوم بودن نیست.... بلکه برداشت برابر حقوق انسانی است.

هر روز من به عنوان یک جنس دوم طعم تلخ این درد بی درمان را می چشم. دردی که تلخی آن در هیچ جای کره خاکی درمان ندارد!

کلام آخر: ارزشها در شخصیت نمود می کنند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 23:21  توسط نوشین  | 

سلام... سال نو مبارک.

بعد از سه سال تصمیم و یک سال تاخیر بالاخره این وبلاگ ایجاد شد. قرار نیست از یک موضوع خاص و در یک قالب مشخص بنویسم. فقط میخوام بنویسم در هر موردی که میتونم به نوشته در بیارمش....

به خوندنش می ارزه

+ نوشته شده در  شنبه سوم فروردین 1387ساعت 14:5  توسط نوشین  |